أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

223

تجارب الأمم ( فارسى )

است چگونه من باز پس دهم ؟ . گفت : در چه راه هزينه كرده است ؟ پاسخ داد : راهى كه جوانان مانند او هزينه مىكنند ! سپس از دارائى مصادره‌شدگان پرسيد ، پاسخ داد : به ياد ندارم ، ولى همه در « ديوان مصادرات » نوشته شده است ، گفت : از همان مىپرسم ! پاسخ داد : نزد هشام است ، اگر بخواهيد گزارش خواهد داد ، يادداشتهاى مصادره‌شدگان و كفالتنامه‌ها و جدولها همه در دست اوست . گفت : پيش از تو كسى اين كار نكرده است كه دستنوشتهاى مصادره‌شدگان را به صاحبديوان مصادرت بسپارد ، روش چنان بود كه دستنوشتها در گنجينهء وزير نگهدارى مىشد و آن را به وزير پس از خود مىسپرد . اگر تو خواهان گسترش دفترها بودى ، مىبايستى دستنوشتها را در دو نسخه مىگرفتى يك نسخه را به ديوان مىسپردى و نسخهء ديگر را خود نگاه مىداشتى . اگر « صاحبديوان » يادداشتهاى مصادره‌شدگان و كفالتنامه‌ها و پيمانهاى كارگزاران را مىفروخت ، زيان براى تو بيشتر بود * يا براى سلطان ؟ اگر فرآوردهء تو در كارى كه جز آن نمىدانستى چنين باشد ، پس در ديوانهاى ديگر ، چه كردى ؟ يا خيانت در امانت كردى يا همه را در هم ريخته‌اى ! همهء اين سخنان را او با نرمى و دور از ناسزا و بىسر صدا ، بر زبان مىآورد . سپس گفت : تو كشور دارى را به گمراهى كشانيدى ، زنان محترم را زير دست تو چوب زدند ، تو با سپردن ايشان به مردانت ، پرده‌درىها كرده‌اى . چرا دختر جعفر ابن فرات [ 1 ] را به « افلح » سپردى كه جوانى خوشرو و خود آرا بود ، تا در زندان تو ،

--> [ ( 1 - ) ] M : همسر محسن بن فرات را مىخواهد ، كه خواهر فضل بن جعفر بن فرات و دختر « حنزابه » همسر جعفر بن فرات ( خ 5 : 227 ، 241 ، 257 ) بود ، كه خصيبى پس از كشتن شوهرش با شكنجه هفتصد هزار دينار از وى بگرفت ( خ 5 : 242 ) . در خ 5 : 120 ديديم كه ابو الحسن على بن فرات عموى ابو الخطاب جعفر بن بن ابو العباس بن فرات است . ولى چنان كه در ص 54 پانوشت گذشت ابن خلكان در شرح حال خاندان فرات ، ابو الحسن على و ابو العباس احمد و ابو الطاب جعفر را سه برادر شمرده است . او در حرف جيم ابو الفضل جعفر بن محمد بن موسا بن حسن بن فرات ( 308 - 391 ه ) را كه وزير اخشيديان مصر بود و متنبى او را در يك